یادداشت اختصاصی؛
تبریز، پایتخت فراموششدهی پیشرفت در حافظهی جهان
تبریز، نه صرفاً یک شهر، بلکه فصل مهمی از تاریخ ایران است؛ شهری که قرنها پیش از آنکه واژهی توسعه در قاموس سیاستگذاری معاصر وارد شود، در میدانهای علم و فرهنگ و صنعت، حضوری سرنوشتساز داشت.
تبریز فوری تبریز/محسن زوار: از نخستین چاپخانه و مدرسهی نوین، تا شهرداری و سینما و روزنامه، از جنبش مشروطه تا خیزشهای فکری و مدنی، تبریز همواره شهر اولینها بود؛ شهری که اندیشه در آن زودتر از جاهای دیگر قد میکشید، و تجربههای نو، پیش از آنکه به پایتخت برسند، در خیابانهایش جان میگرفتند.
در روزگاری که بسیاری از کلانشهرهای امروزی منطقه هنوز درگیر شکلگیری هویت ابتدایی خود بودند، تبریز تمدنسازی میکرد. این شهر، بستر تربیت روشنفکران، کارآفرینان، شاعران، مبارزان و پیشگامانی بود که نهتنها در سطح ملی، بلکه در پهنهی تمدن ایرانی اثر گذاشتند.
اما آنچه امروز در برابر دیدگان ماست، با جایگاهی که این شهر در تاریخ داشته، همراستا نیست.
در اطراف ایران، شهرهایی با سابقهای بسیار کمتر، به جایگاهی فراتر دست یافتهاند. استانبول، باکو، دوحه، ایروان؛ هرکدام به شیوهای توانستهاند خود را بهعنوان مقصدی جهانی در حوزههای گردشگری، اقتصاد، فرهنگ یا فناوری تثبیت کنند. آنها نه صرفاً با بهرهمندی از منابع، بلکه با تصمیمهای راهبردی، با سیاستگذاری دقیق، و با شناخت از ریشههای فرهنگی خود، توانستهاند روی نقشهی جهان معنایی فراتر از یک شهر باشند.
در این میان، تبریز با همهی سرمایههای انسانی، فرهنگی، جغرافیایی و تاریخیاش، در جایگاهی ایستاده که شایستهی آن نیست. نه بهخاطر کاستی در توانمندیها، بلکه در اثر روندی فرسایشی از بیتوجهی، تمرکززدایی ناهمگون، و کاستن تدریجی از سهم تاریخی این شهر در مسیر توسعه ملی.
تبریز هنوز هم ظرفیتی شگرف برای بازسازی هویت شهری، خلق فرصتهای نوین، و تبدیلشدن به شهری جهانی دارد. مردمانش همچنان ریشهدار، اندیشمند، اهل کار و فرهنگاند. آنچه نیاز است، بازتعریف یک ارادهی مشترک است؛ ارادهای که این شهر را نه به گذشتهای افتخارآمیز، بلکه به آیندهای درخشان متصل کند.
در بازخوانی تاریخ تبریز، آنچه پیشروی ماست نه صرفاً مرور گذشته، که بازشناسی مسئولیتی سترگ است؛ مسئولیتی که امروز بر شانهی نسل ماست. تبریز، یادمان پرافتخار دیروز نیست، سرمایهی زندهی فرداست؛ شهری که هر کوچهاش، کتابی نانوشته از پیشتازی است. آینده، بیانتظار میگذرد؛ و اگر ما نخواهیم، دیگران از آن عبور خواهند کرد. اما اگر اراده کنیم، اگر به ریشهها پشت نکنیم و به افقها چشم بدوزیم، این شهر میتواند بار دیگر قد بکشد؛ بلندتر از تاریخ، روشنتر از خاطره. تبریز میتواند باز هم شهری باشد که نهتنها در نقشه، که در حافظهی جهان، بهعنوان مبدأیی از فرهنگ، اندیشه، صنعت و اعتبار، حک شود؛ چنانکه شایستهی اوست.



