برنامه راهبردی شهرداری تبریز؛
مکان سوم؛ فضای شهری، حیات اجتماعی
شهرداری تبریز در ماده 137 «برنامه راهبردی- عملیاتی» خود احیا، طراحی و احداث بناها و محوطههای عمومی و یادمانی با تأکید بر عملکرد اجتماعی - فرهنگی و اقتصادی و تفرجگاهی را در راستای ایجاد و تقویت عرصههای عمومی به عنوان فضاهایی برای معرفی رویدادهای اجتماعی و هویتی شاخص شهر در ردیف یکی از مهمترین محورهای کاری خود در حوزه اجتماعی تعریف کرده است. این فضاها چه ویژگیهایی دارند و افزایش آنها چه اثراتی را میتواند در فضای شهری و حیات اجتماعی شهروندان به وجود آورد؟
به گزارش تبریز فوری ، قلمروهای عمومی از جمله زیرساختهایی است که در قالب برنامههای ریزی شهری طی سالهای اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. این فضاها از جمله زیرساختهایی است که در صورت اجرایی شدن در سطح شهر میتواند منجر به شکلگیری سرمایه اجتماعی و تعامل میان اقشار مختلف جامعه شود. ممکن است این تصور وجود داشته باشد که هر فضایی که امکان حضور چندین نفر باهم را فراهم کند میتواند به عنوان یک قلمرو عمومی محسوب شود، اما دقیقا مکانی از شهر میتواند خصلت این نوع زیرساخت اجتماعی را داشته باشد که اجازه دهد شبکههای دوستی، همکاری و تعامل شکل بگیرد. شهروندان در این فضاها به طور منظم با یکدیگر در ارتباط هستند و روابط میان آنها نهادینه میشود. به تعبیری حتی میان افراد اطلاعات رد و بدل میشود.
این فضاها به طور قطع یک ویژگی بارز و مشخص دارند. با کاهش کارایی فضاهای سکونتی و کار به عنوان «مکانهای اول و دوم»، در قرن بیست و یکم، فضاهای شهری و به ویژه فضاهای باز تفریحی و گذران اوقات فراغت که از آنها تحت عنوان «مکان سوم» یاد میشود، نقشی اساسی در تداوم حیات اجتماعی شهرها و نشاط و پویایی شهروندان خواهند داشت. اگر مکان را به سه قسم مکان اول (خانه)، مکان دوم (محل کار) و مکان سوم بدانیم، مکان سوم به عنوان هسته اتفاقات غیررسمی عمومی زندگی است که در شکلگیری تعاملات اجتماعی بسیار تاثیرگذار است.
اصطلاح «مکان سوم» که اولین بار توسط «ری اولدنبرگ» جامعه شناس آمریکایی در کتاب «مکان خوب بزرگ» در دهه ۱۹۹۱به کار رفت، به عنوان مکانی برای پناه بردن از خانه و کار لقب گرفت. مکانی که امکان دیدار و مراوده با دوستان، همسایگان، همکاران و حتی غریبهها را فراهم میآورد و باعث افزایش دلبستگی مردم به هم میشود و تعاملات اجتماعی و حس تعلق به مکان را نزد مردم افزایش میدهد. از گونههای فضای جمعی پیادهراهها هستند که مهمترین شاخص سنجش شهر خوب به حساب میآیند. پیادهراهها تنها کالبدی برای استفاده عموم نیستند، بلکه تجلی حیــات در جــامعه شـهری و همچنین بستری برای تعاملات اجتماعی شهروندان هستنــد که فرهنگ جامعـه در آن بستر ارتقا مییابد و افزایش تعاملات اجتماعی غریبه و آشنا در شهرهای بزرگ و شلوغ را برای همگان امکانپذیر میکند.
حال سوال این است که چرا در سالهای اخیر، فضاهایی نظیر میدان شهید بهشتی (منصور) به عنوان قلمروهای عمومی در شهر ایجاد شدهاند نتوانستهاند عملا موفق باشند و از سوی شهروندان مورد استقبال قرار نگرفتهاند؟
در پاسخ به این سوال بایستی گفت که ایجاد قلمرو عمومی در فضای شهری حاصل پیوند مباحث جامعهشناسی و برنامهریزی شهری است. بنابراین، یک تصور اشتباه در میان سیاستگزاران و متولیان امر در خصوص این قلمروها وجود دارد که تصور میکنند قلمروهای عمومی الزاما باید دارای جنبههای کالبدی و فیزیکی باشند. این در حالی است که مطابق با الگوهای تعریف شده، بخش زیادی از قلمروهای عمومی در فضاهای باز شکل گرفتهاند. در واقع قلمروهای عمومی یک محیطی بین فضای عمومی و خصوصی هستند که لزوما در قالب کالبد تعریف نمیشوند. در همین راستا اگر پیادهراه به عنوان فضای عمومی شهری دارای سه ویژگی باز بودن، همگانی بودن و دارای تعاملات اجتماعی بودن باشد، میتواند به عنوان فضای عمومی شهری دارای ویژگیهایی همچون بستری برای کار و فعالیت همه گروههای اجتماعی، فراهم کننده امنیت موردنیاز همه گروهها، تامین کننده تسهیلات موردنیاز همه افراد، از نکته نظر کالبدی و حسی سازگار با خصوصیات همه بهرهبرداران باشد.
بهنظر میرسد مکان سوم را میتوان «قلمرو پیادگان» نامید که قبل از هر چیز باید برای آن تقاضا وجود داشته باشد تا اینگونه مکانها در شهر ایجاد و رونق بگیرند. به عبارت دیگر فضاهای شهری خاصیت دعوت کنندگی داشته باشند تا احساس تعلق به مکان را در شهروندان تقویت کند. تجربه حس تعلق به مکان تنها از طریق پیادگان و ایجاد فضاهای عمومی و تعامل پذیر امکان پذیر است نه با اتومبیل. افزایش آن به میزان تنوع کاربریها، حضور، شناخت و تعامل با دیگران در محیط جذاب و متنوع بستگی دارد. اما بدون امنیت، ایمنی ترافیک، دسترسی آسان، راحتی و ایجاد تسهیلات برای پیادگان، خیابانها و مکانهای سوم به محلی برای عبور ضروری، سریع و بدون احساس تبدیل شده و پیادگان رغبتی برای ماندن و جمع شدن در آن مکانها احساس نمیکنند.


