معماری شهری در خدمت آموزش و پرورش
معماری و بافت شهری در مقیاس جهانیتر، مدام در حال تغییر و نوآوری بوده و خود را با تحولات جوامع و بحرانهای مختلف اجتماعی، بهداشتی، اقلیمی و اقتصادی موجود وفق میدهد. در واقع، چیدمان و شکل شهرهای ما به طور طبیعی بر نحوه زندگی، حرکت یا حتی مصرف ما تأثیر میگذارد. با چنین منطقی، طراحی مدارس بر محورها و موضوعات بسیار خاصی متمرکز است و از جایگاهی که به کودکان در زمینه تولید شهری داده میشود تا توسعه آن در مؤسسات آموزشی را در بر میگیرد.
تبریز فوری تبریز-آذر کریمزاده: در نوشته زیر به طور مختصر به نقش معماری مدرن در جهت بهینهسازی آموزش میپردازیم. چه رویکردهای آموزشی جدیدی در ارتباط با معماری مدارس مرتبط با آموزش در حال ظهور است؟ چگونه سازههای ساختمانی خاص یا پیکربندیهای فضایی میتوانند به شکلی پایدار و مثبت بر رشد فردی دانشآموزان تأثیر بگذارند؟
در تمامی اعصار، حتی اگر عکس آن به همان اندازه صادق باشد، معماری و توسعه سرزمینهای ما، حتی به صورت مشروط، بر سبک زندگی و روزمرگی ما تأثیر گذاشته است. به عنوان مثال، استانداردهای بهداشتی تاریخی قرن نوزدهم، با بازسازی فضایی شهرهای ما از طریق امور بهداشتی، پوشش گیاهی یا تهویه، به تضمین سلامت و رفاه بهتر ساکنان شهر کمک کرده است. بدین ترتیب، ایجاد جزایر طبیعی، کنترل مصرف انرژی ساختمانها یا استفاده از مواد زیستمحیطی در ساختوسازهای جدید، محدود کردن اثرات مضر آلودگی شهری و به طور کلی تغییرات آب و هوا را ممکن میسازد. آموزش نیز از قوانین این بازیهای وابستگی متقابل (تفاهمی) مستثنی نیست. در واقع، نحوه طراحی و ساخت مدارس و دانشگاهها به طور غیرمستقیم بر زندگی و رشد دانشآموزان و در نتیجه بر تکامل جوامع ما تأثیر میگذارند.
آموزش : تنها کارکرد منحصر بفرد مدارس؟
با نگاهی به گذشته، در مییابیم که مدرسه خیلی تغییر کرده است! چیدمان مکانهای آموزشی، معماری آنها و همچنین عملکرد آنها با سرعت تحولات عمده اجتماعی در حال تغییر است. در قرن هفدهم، در کشورهای اروپایی دانشآموزان خانوادههای ممتاز در خانههای شخصی بزرگ به عنوان معلم جانشین یکدیگر میشدند. بنابراین، آموزش بر اساس یک کارکرد اخلاقی و دینی، بسته به اقتدار کلیسایی و طبیعتاً غیرمختلط متمرکز میشد. سپس، به تدریج، ساختمان مدرسه ایجاد میشود، که به گفته مورخ پل آردن، "یک نماد توپوگرافی و معنایی، نماد ادغام فرد محصل با جمع" شد.
اولین رساله در مورد معماری مدارس توسط آگوست بویلون طراحی شد و الهام گرفته از قانون گیزو در سال ۱۸۳۳ بود. بازتابهای معماری جدید شامل بازنگری در چیدمان داخلی، از جمله مکان سرویسهای بهداشتی، گونهشناسی زمینهای بازی و حیاطها به منصه ظهور گذاشته شد. ولی پیش از این، بر روی نور و روشنایی کلاسهای درس کار شد. قوانین فری در سالهای ۱۸۸۲ و ۱۸۸۳ با ایجاد طرحهای استاندارد برای ساختمانها در مدلهای L، U یا T به یکپارچهسازی معماری مدارس معنا بخشید.
بعد از آن، معماری Pailleron، مدرسه ارتشی و حتی معماری لاینر، منظره مدرسه قرن بیستم را شکل دادند. با این حال، پیکربندی شهری این مؤسسات یک عملکرد بسیار خاص نظارتی را حفظ میکرد. هر چیدمانی از فضا به طور تصادفی در نظر گرفته نشده، بلکه برای تسهیل کنترل و حفاظت از دانشآموزان است. عملکردی که امروزه به ویژه در شرایط بحران بهداشتی در حال تکامل است و تأثیر آن در واقع به مجموعه بافت شهری، از مسکن گرفته تا ادارات، از جمله فضاهای عمومی و مدارس مربوط میشود. درست همانطور که بیماری سل در آن زمان تجدید معماری مدارس را تحمیل کرد، کووید- ۱۹ نیز مسائل شهری جدیدی را آشکار نمود. دورههای مختلف قرنطینه در واقع تمایل، حتی نیاز عمیق ساکنان شهر را برای بهرهمندی از فضاهای زندگی، کار، اوقات فراغت و آموزش راحتتر در هوای آزاد، انعطافپذیرتر و برجسته کرده است.
از زمان شروع بحران بهداشت و درمان، موضوع فاصلهگذاری اجتماعی در مدارسی که ناهمگن و بیسر و سامان هستند در بحثهای مربوط به مدرسه مطرح شده است. ما در مورد تراکم مدارس، تهویه اتاقها، غذاخوریها، وضعیت توالتها، آموزش مختلط (ترکیب آموزش حضوری و از راه دور) صحبت میکنیم. در پس همه این موضوعات، مسئله ساختمانهای مدارس و معماری آنها که نه تنها در زمان همهگیری ویروس کرونا بلکه در همه دوران مشکل ایجاد میکند.
بنابراین، معماری و چیدمان مدارس ما مطابق با چالشهای جدید اجتماعی، اقلیمی، بهداشتی یا اقتصادی هر دوره در حال تکامل است. این امر در عین حال منجر به تکامل عملکرد مدرسه میشود. در گذشته جهت انتقال دانش کلامی و فلسفی، امروزه برای آماده کردن دانشآموزان برای تحصیلات و حرفههای آینده طراحی شده است، آیا مدرسه فردا به چیزی کاملاً متفاوت اختصاص خواهد داشت؟ دانشآموزان بخش اعظم دوران کودکی و سپس جوانی خود را در مدرسه میگذرانند و تحصیل در این مؤسسات تا حدودی آینده آنها را رقم میزند. در نهایت، آیا مدرسه بیش از یک مکان یادگیری صرفاً آکادمیک نبوده، بلکه مکانی برای گذر از کودکی به بزرگسالی، از دانشآموزی به شهروندی خواهد بود؟
از یادگیری تا شکوفایی
بزرگ شدن، بالغ شدن و شهروند شدن مسائل بسیار متنوعی را شامل میشود و پیکربندی شهرهای ما، به ویژه مکانهایی که به آموزش اختصاص داده شدهاند، میتواند تأثیر مشخصی بر این توسعه و تحول داشته باشد. چیدمان، پیچیدگی و ظرافت یک زمین بازی، رنگهای نما، ارتباط مکانها میتواند باعث ترویج یا برعکس، جلوگیری از برخی بازتابها، رفتارها، عادات و حتی القای ارزشهای خاصی شود و در واقع در رشد فردی دانشآموختگان تعیین کننده شود.
به نظر میرسد موضوع رفاه و آسایش یکی از مهمترین موضوعات باشد. بحران سلامت این امکان را فراهم کرده است که این موضوع شهری در اولویت قرار گیرد : ساکنان شهرها به فضاهای زندگی نیاز دارند که مفاهیم رفاه، آسایش و آرامش را در فضاهای عمومی و خصوصی بیشتر در نظر بگیرند. امروزه ساکنان به دنبال مسکن نورگیر، با سطوح فراوان و با دسترسی به فضای باز هستند. در حالی که کارکنان بیشتر به مزایایی که شرکتها میتوانند ارائه دهند، مانند اتاق استراحت یا فوتبال روی میز توجه دارند، دانشآموزان نیز آرزوی تحصیل در مکانهای دلپذیر برای زندگی را دارند. به گفته پاسکال کلرک، استاد جغرافیای دانشگاه سرژی پاریس، "مسئله رفاه دانشآموزان در مدرسه در سال ۲۰۲۱ همچنان مشکل ساز است". تا حدودی به این دلیل که کودکان و نوجوانان فقط به عنوان دانشآموز در نظر گرفته میشوند و مدرسه هنوز به عنوان مکانی تنها به آموزش و یادگیری اختصاص دارد و گاهی اوقات از این که مکان زندگی است که در آن افراد با یکدیگر تعامل دارند و شکوفا میشوند نادیده گرفته میشود. به همین دلیل است که در بازسازی کالج La Justice در سرژی-پونتواز «معماری را در خدمت همه آموزشها» قرار داده و مکانی دلپذیر، که هرکس جایگاه خود را داشته و احساس خوبی داشته باشد، ایجاد میکند.
همچنین، پیکربندی یک مدرسه میتواند بر تعهدات و رفتارهای اجتماعی آینده دانشآموزان تأثیر بگذارد. در واقع، هر چه بیشتر از سنین کودکی در فضاهای شهری فراگیر سرمایهگذاری کنیم، بیشتر قادر به درک برخی مسائل مرتبط با جنسیت، طبقه اجتماعی، ناتوانی و احترام همگانی در زندگی خواهیم بود.
پیش بسوی مکانها و سبک زندگی سازگار با محیط زیست آینده
خواه به مسائلی چون فراگیر بودن، رفاه یا سلامت دانشآموزان مربوط شود، بدیهی است که این بازتابها به طور ملموس از طریق شیوههای جدید طراحی و ساخت به کار گرفته میشود. با توجه به جنبه فنی این روشهای جدید انجام کارها، گرایش به سمت معماری سازگار با محیطزیست است. بنابراین، استفاده از مواد سازگار با محیطزیست، شفافسازی جهت ورود نور طبیعی، یا نزدیکی ساختمانها به طبیعت تأثیر مثبتی بر سلامت فیزیکی و اخلاقی کاربران و همچنین مستقیماً بر محیطزیست دارد. مثالهای زیادی برای ترکیب این موضوع دوگانه سلامت و آب و هوا در حال بروز شدن هستند. شهر تولوز اخیراً طرحی را برای تغییر مدارس خود به منظور افزایش ایجاد "حیاطهای پناهگاه" و ایجاد فضای مضاعف برای گیاهان و فضاهای باز طراحی شده با«مورفولوژی ارگانیک» اجرا کرده است که سرآغاز "آموزش فضایی" (در هوای آزاد) بوده است. باغهای هوایی، چشماندازهای بصری طولانی، فضاهای مشترک بین سطوح مختلف تحصیلی این پیوند نزدیک بین یادگیری آکادمیک و رشد و شکوفایی دانشآموزان را تضمین میکند.
در همین راستا، شرکت معماری دانمارکی هنینگ لارسن اولین مدرسه را در این کشور ساخت که نشان اکولیبل نوردیک را برای پروژههای سازگار با محیطزیست دریافت کرد. مدرسه جدید، در شهرداری گلدبورگسوند، بازگشایی گسترده ساختمانها به محیط طبیعی خارجی، دسترسی دانشآموزان به بام سبز، و همچنین امکان تغییر چیدمان داخلی فضاها را بطور متوسط و در بلند مدت تضمین میکند. این اصل معماری قابل تنظیم و حتی قابل تجزیه و مدولار، افراد حرفه ای و باتجربه زیادی را در بافت شهری متقاعد میسازد. معماری مدولار امروزه از مونتاژ کانتینر، که راهاندازی یک «مدرسه کیت» را به سرعت و با هزینههای کنترلشده ممکن میکند تا توسعه فضاهای خاص، قابل تجزیه یا برگشتپذیر در ساختمانهای جدید ممکن میسازد، میتواند از مهد کودک تا دبیرستان از رشد علمی و شخصی دانشآموزان حمایت کند! یکی از مهمترین مزایای استفاده از سیستم مدولار صرفه جویی در وقت، هزینه و جابجایی و سرعت نصب آنها میباشد : بلوکهای آن به راحتی قابل انفصال، حمل و نقل و بر اساس نیازهای جمعیتی دوباره متصل خواهند شد.
این مدلهای جدید که بهطور گستردهای تجربی هستند، بازتابها، مطالعات و اقدامات مشخصی را به نفع تنوع بیشتر کاربریها در ساختمانهای مدرسه آغاز میکنند. بازسازی کالج La Justice نمونه بارزی از این موضوع است. به مدت بیش از یک سال، معماران، طراحان، و همچنین معلمان و دانشآموزان به طور جمعی در مورد مورفولوژی آینده (مطالعه شکل ظاهری و فرم و ویژگیهای ساختاری خاص آنها)، همچنین در مورد خدمات و پویاییهای آتی که میتواند مشخصه چنین تشکیلاتی باشد، منعکس کردند. موضوعاتی مانند زماننگاری (چارچوب زمان- مکان) با هدف بازگشایی مرکز اسناد و اطلاعات دانشکده به عنوان کتابخانهای برای ساکنان محله در تعطیلات آخر هفته مورد بحث قرار گرفت. در ارتباط با چالشهای مشاوره عمومی در مورد ساختمان مدرسه "ساخت مدارس با هم"، هدف این پروژه نیز مشارکت و ادغام بسیار ملموس کاربران اصلی سایت یعنی دانشآموزان است.
اینگونه است که اعضای آژانس طراحی منافع عمومی نزدیک به ۳ ماه را در کالج گذراندند، با معلمان و دانش آموزان ملاقات کردند و با آنها در مورد آینده ساختمانها کار کردند. آنها با هم این فرصت را داشتند که سناریوهای مختلفی را ایجاد کنند که آنها را در اندازه واقعی آزمایش کردهاند، سپس ادامه داده یا رها کرده بودند. از بازسازی سالن گرفته تا نصب مبلمان خیابانی جدید، این آزمایشها، غیرثابت، تکامل یافته و مشترک بوده، ابزار مؤثری برای پاسخگویی هرچه بیشتر به انتظارات محلی هستند. گاهی اوقات این آزمایش شامل خارج کردن کلاس درس از پوشش معماری آن برای قرار گرفتن در شهر یا حتی در دل طبیعت است.
دیگر به ندرت دیده میشود که معلمانی در حال تمرین «کلاس درس در بیرون» نباشند. این روش میتواند در چندین سطح مثمرثمر باشد. اول، آگاه ساختن جوانها از چالشهای زیستمحیطی و اقلیمی که طبیعتاً با یادگیری اشکال تنوع زیستی موجود در سرزمینهای ما، حفظ آنها و نقش آنها در اکوسیستم جهانی امکانپذیر است. اما همچنین، برای مواد معمولی و مرسوم، که دسترسی آنها به بیرون باعث میشود روشی بسیار اصلیتر و سرگرم کننده تر را متصور شد. به عنوان مثال، برای انتقال دانش در درس ریاضیات، معلمان کلاس را در بیرون برگزار میکنند، که در طی آن دانشآموزان با اشکال و حجمهای هندسی جالبی احاطه میشوند. یا حتی برای زبان فرانسه، موضوعی که میتوان دانشآموزان را برای خواندن شعر در یک مکان عمومی به وجد آورد. بدین ترتیب شما این امکان را خواهید داشت تا نوع مهارتهای کسبشده را تغییر داده و از چارچوب مدرسه خارج شده و به کار روی اعتماد به نفس، استقلال یا حتی خلاقیت بپردازید! علاوه بر این، متن ستونی در روزنامه لوموند نیز گویای این امر است، تمرین کلاس در فضای باز "برای سلامت جسمی و روانی خوب است و باعث رشد شناختی، عاطفی و حرکتی کودکان میشود". بنابراین، استفاده آموزشی از فضاهای بیرونی (باغهای آموزشی، استقرار کلاس در فضای باز، فعالیتهای ورزشی جدید و ...). این استفاده نیازهای اساسی کودکان و نوجوانان به ویژه برای حرکت، کاوش و تماس با طبیعت را برطرف میکند.
امروزه نقش معمار و شهرساز رو به تکامل گذاشته و دیگر تنها بر جنبههای فنی تمرکز نمیکند، بلکه بیش از پیش با هدف حمایت از ساکنان، کارمندان و دانشآموزان در یک پروژه زندگی است. نکته این است که ساختمانهایی که ما میسازیم، به ویژه مدارس، قبل از هر چیز مکانهایی هستند که زمان قابل توجهی را در آن صرف میکنیم. آنها لزوماً تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره، سبک زندگی و پیشرفت شخصی ما دارند. در حال حاضر، بسیاری از هنرمندان از زن و مرد به روی کار آمدهاند که در مدیریت استفاده تخصص داشته و تا حدودی درگیر تولید پروژههای هماهنگ، طراحی شده و مشترک هستند. آیا مدرسه فردا نباید این منطق را به طور سیستماتیک یکپارچه کند؟ حمایت از کودکان برای تبدیل شدن به نوجوان و نوجوانان برای بزرگسال شدن، به طور طبیعی از طریق آموزش میسر بوده، بلکه همچنین از طریق تغییر در مکانهایی که آنجا فعالیت میکنند. بنابراین، معماری مدرسه فردا میتواند به تدریج به سمت مدلهای هماهنگتر، مشارکتیتر و دموکراتیکتر حرکت کند.
منابع :
https://www.lemonde.fr/societe/article/۲۰۲۱/۰۵/۱۱/architecture-scolaire-cette-crise-peut-etre-l-occasion-d-engager-des-changements_۶۰۷۹۸۲۸_۳۲۲۴.html
https://demainlaville.com/demain-a-quoi-ressembleront-nos-ecoles/
https://hal-univ-fcomte.archives-ouvertes.fr/hal-۰۲۳۷۹۰۶۵/document
https://www.paris.fr/pages/les-cours-oasis-۷۳۸۹


