"هرگز نمیرد آنکه نامش، زنده شد به عشق"
زندهنامان تبریز، در شبی که به احترامشان رقم خورده بود، روی صحنه آمدند و مردم تبریز، به افتخارشان می ایستادند و تشویق میکردند.
به گزارش تبریز فوری ، سالن، پیش از آنکه چراغها کامل روشن شود، غرق در احترام بود؛ نامها یکییکی خوانده میشدند و هر نام، بهانهای تازه برای تشویق، احترام و اشک شوق بود. زندهنامان تبریز، در شبی که به احترامشان رقم خورده بود، روی صحنه آمدند و مردم تبریز، به افتخارشان می ایستادند و تشویق میکردند. در نگاه بسیاری از آنها، ترکیبی از غرور، فروتنی و ناباوری دیده میشد؛ اشکهایی که بیهیچ پنهانکاری روی گونهها میلغزید و لبخندهایی که انگار حد و مرز نمیشناخت. این فقط یک آیین رسمی نبود؛ شبی بود برای مباهات، برای گفتن «قدردان هستیم».
* نوای افتخار و احترام سالن در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ سکوتی از احترام. آغازگر همنوایی تبریز و زندهنامان، اجرای شکوهمند ارکستر بزرگ تبریز بود. اجرایی فاخر با قطعاتی که با دقت و حساسیت گزیده شده بودند. صداها آرام و پرصلابت، سکوت سالن را میشکست؛ استاد شهرام آبرومند با آن صدای مهربان و پرطنین سالن را به وجد آورد، جناب محمدرضا جدیری و جناب یونس برومند نیز با اجرای قطعاتی در شان مهمانان والامقام مراسم، لحظاتی ماندگار را رقم زدند. نور آرام آرام به سالن برگشت و تصاویری از تبریز عزیز روی پرده ظاهر شد؛ نماهایی از شهر، مفاخر و مکانهایی که خاطرات نسلهای متمادی در آن جریان دارد. سالن پر بود از نگاههایی نمناک از شوق، لبخندهایی واقعی و احساسی مشترک از افتخار و مباهات. هر تصویر، هر نگاه، درست مثل خاطرهای زنده بود که برای مهمانان و شهروندان معنایی عمیق داشت. آغاز رسمی با احترام و اجرای ارکستر بزرگ تبریز، مهمانان عالیمقام گ یکی پس از دیگری روی سن آمدند، اما کلماتشان، نوایی از تاریخ تبریز بود؛ پیامها ساده، اما پر از معنا برای گفتن از همایشی که گردهمایی یک شهر است، برای کسانی که هنوز نفس میکشند و هنوز اثر میگذارند. از ضرورت پاسداشت نخبگان و سرمایههای انسانی شهر سخن گفته شد و این نکته تکرار شد که تبریز، با حافظه فرهنگی و تاریخی اش، زنده و جاری است.
* صحنهای که روایت میکرد جزئیات صحنه، همه با دقت و معنا طراحی شده بودند. هدایا و نشانها روی سکوهایی با گلدانهای زنده و سرسبز قرار داشتند؛ نشانهای از زندگی و تداوم. نشان ویژه تبریز، تندیس یادبود تبریز. بهشت ماندگار، تمبر یادبود و قطعهای ورنی دستبافت، مصادیق هویت، هنر و فرهنگ تبریز را منتقل میکردند. در کنار اینها، هنرمندان مجسمه تئاتر، با ایفای نقش چهرههایی از تاریخ تبریز، صحنه را به نمایش بیصدا تبدیل کرده بودند. ستارخان، شیخ محمد خیابانی، ارفعالملک جلیلی و دیگر بزرگان، بیکلام اما نافذ، حضور داشتند و هر نگاه و حرکتشان، روایتگر تاریخ زنده و ماندگار تبریز بود.
* شهروندان تبریزی، همدل و همراه ترجمه همزمان برنامه توسط رابط ناشنوایان، نشانهای روشن بود که این شب برای همه طراحی شده است، برای همه اقشار و امشب هیچ کس در سالن تنها نیست. گفتوگوها در گوشه کنار سالن و بین ردیفها جریان داشت؛ زندهنامان، روایت کردند؛ از سالها کار، از روزهای سخت، از ماندن در این شهر. همزمان بازار گفتگو و عکاسی از زندهنامان بسیار داغ بود، لحظهها صمیمی و انسانی. فعالان رسانه ای تبریز، همراه و همدل به یکدیگر کمک می کردند تا لحظات ماندگاری را در حافظه شهر ثبت کنند؛ عکاسان خبری بیوقفه، صدها فریم از داستان حرمت نهادن تبریز به مفاخر خود را ثبت کردند؛ کلمات هر کدام، داستانی جداگانه از احترام، اشک شوق و مباهات بودند.
* به حرمت بزرگان یک شهر یکی از زیباترین زیبایی های این دوره از رویداد تجلیل از زندهنامان تبریز، حضور و رفتوآمد زندهنامان دورههای پیشین در این مراسم بود. چهره های برجسته ای که حضورشان نه فقط احترام، که پیوندی میان گذشته و امروز ایجاد میکرد؛ نسلی که تجربه را به نسل بعد میرساند، با حرمت نهادن به دیگر چهره های برجسته شهر نشان داد که مردم تبریز، حرمت را از دل و جان می شناسند. این شب، نه صرفاً برای بزرگداشت، بلکه برای به یاد آوردن و لمس زندگی زندهنامان طراحی شده بود؛ شبی که شهر و مردمش، بهطور کامل، پدیدآورنده آن بودند.
* پیامهایی ماندگار سخنرانان مراسم، کوتاه گفتند و دقیق. بهرام سرمست استاندار آذربایجان شرقی، زندهنامان را ستونهای استوار توسعه دانست؛ کسانی که بدون هیاهو، مسیر پیشرفت را هموار کردهاند. یعقوب هوشیار شهردار تبریز، از ضرورت قدردانی بهموقع سخن گفت و تأکید کرد بزرگداشت مفاخر در زمان حیات، فرهنگ مسئولیتپذیری را در شهر تقویت میکند. حجت الاسلام مطهری اصل امام جمعه تبریز نیز بر نقش تجربه و خرد در تصمیمسازیهای شهری تأکید کرد و گفت جوانان تبریز، برای آیندهسازی، به صدای این سرمایههای انسانی نیاز دارند.
* شبی برای یک عمر رونمایی و مهر زدن تمبر یادبود همایش زندهنامان تبریز، بخشی نمادین و ارزشمند از همایش بود؛ ثبت رسمی شبی که شهروندان تبریزی به افتخار نام آوران و زندهنامان خود جمع شدند، در حافظه شهر. اهدای نشان ویژه تبریز به مهمانان عالی قدر و دیگر هدایا که با دقت نظر سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز به یادی ماندگار برای زندهنامان تبدیل شد، شامل لوح و تندیس و قطعه ای ورنی دستبافت هنرمندان استان با همان تشویقهای بیوقفه ادامه یافت.
* شبی برای ماندن با نزدیک شدن به پایان برنامه، سالن هنوز گرم بود؛ نه فقط از نور و صدا، که از حس مشترکی که میان حاضران جریان داشت. زندهنامان، یکییکی صحنه را ترک میکردند، اما تشویق و احترام شهروندان قطع نمیشد. انگار کسی دلش نمیآمد این شب تمام شود. وقتی مراسم به پایان رسید و حاضران از سالن خارج شدند، باران آرامی تبریز را دربرگرفت؛ بارانی نرم، بیهیاهو، درست شبیه حالوهوای شبی که گذشت. شبی که با احترام آغاز شد، با افتخار ادامه یافت و زیر باران، به خاطرهای ماندگار بدل شد: شب باشکوه زندهنامان تبریز.



