کسی اشکهای پشت دوربین چشم انقلاب را ندید!
کسی بجز خود "حاج بهزاد" و خدای او، از غم و رنج و دردی که به هنگام عکاسی از وقایع جنگ و پیکرهای مطهر شهدای بر دل و جانش ریخته و اشکهایی که پشت چشمی دوربینش بارهاوبارها و بارها سرازیر شده است، خبر ندارد. این اشکها و دردها هیچگاه عکاسی نشدهاند!
به گزارش تبریز فوری به نقل از خبرگزاری فارس/ احد نقش شور: "بهزاد پروینقدس"، هنرمند، رزمنده صبور و محبوب، متولد سال ۱۳۴۳ در تبریز است. هنوز نقاشی میکند، مینویسد، فیلم میسازد و البته عکاسی در کارهایش جایگاه ویژهای دارد. روزهای جنگ را با لشکر ۳۱ عاشورا گذراند و از عملیاتهای مختلف عکاسی کرد، بارها در نمایشگاههای انفرادی و گروهی داخلی و خارجی شرکت کرده و در مسابقات مختلف نیز علاوه بر نمایش عکسهایش به عنوانهایی دست یافته است.
جنگ، دوربین، "حاج بهزاد"
از همان دوران تحصیلی که به خاطر اعتراض به معلم بی حجاب زبان انگلیسی، درس و مدرسه را نیمهکاره رها کرد تا همین اواخر، دوربین و عکاسی شدهاند یاران جانی و خونی حاج بهزاد پروین قدس، هنرمند، رزمنده پیشکسوتی که انگار سرنوشت او و جنگ را و شهادت و ایثار و خضوع و گمنامی برآمده از دل این مفاهیم و واژگان مقدس را به هم پیوند داده است. از ۱۷، ۱۸ سالگی برای عکاسی جنگ در جبههها بود، با همان دوربین "اسپینای روسی" قدیمیاش، ۵ باری در تیررس ترکش خمپارههای دشمن قرار گرفته و مجروح شده تا در کنار هنر عکاسی و ثبت وقایع و تصاویر جنگ و شهداء سرافراز، افتخار جانبازی هم نصیبش شود.
پای ثابت تفحص شهداء
بعد از خاتمه جنگ، دست از ماموریت هنری، ملی اش برنداشت، سالها تقریبا تا سال ۸۲ با دوربین و تجهیزات مدرنتر شدهاش، پای ثابت عملیاتها و رویدادهای تفحص پیکر مطهر شهداء در مناطق آزاد شده جنگی و محورهای عملیاتی دوران دفاع مقدس بود. صدها عکس و تصویر شاخص و معروف حاج بهزاد به همین نفحصها، معراج شهداء و وداع خانواده های معظم شهداء و تشییعها اختصاص یافته است، تصاویری که از نگاه خود این هنرمند زندهنام در ادامه راه شهداء و ادای دین به دوستان و همرزمان شهیدش ثبت شده اند.
او همچنین، یکی از معدود عکاسان دفاع مقدس ایران به شمار میرود که از عملیاتهای بزرگ و مختلفی عکاسی کرده، عملیاتهایی همچون شکست حصر آبادان، عملیاتهای جزیرهی مجنون، عملیات خیبر، کربلای ۴ و ۵ شلمچه و بیتالمقدس و همچنین عملیات مرصاد؛ عکاس هنرمندی که تقریبا، به جزء دفعات مجروحیت و بستری بودن، تا آخر جنگ در جبهه حضور داشته و پس از جنگ هم از تفحص و تشییع شهدا عکسهای ماندگاری به ثبت رسانده است.
"چشم انقلاب" و اشکهای بیصدایش
حاج بهزاد پروین قدس را بدون تردید باید بیادعاترین، شریفترین و خاشعترین هنرمند دفاع مقدس دانست، او را حتی بهواسطه ثبت و ماندگارسازی تصاویر و فیلمهای ناب و منحصر بهفرد از دوران جنگ، باید "چشم انقلاب و جنگ" نامید، هنرمند، رزمندهای که همچون یک "چریک کارکشته"، دفاع مقدس را همچنان با سلاح دوربین و قلم روایت می کند. به اعتقاد نگارنده، تجلیل و تکریم حاج بهزاد محبوب که سهم و نقش بیبدیلی هم در شکلگیری و راهاندازی "نخستین موزه شهداء آذربایجان" در دل فرهنگسرای الغدیر در دهه ۸۰ داشته است، خیلی زودتر از اینها باید انجام میگرفت، نه از آن تجلیل های رفع تکلیفی، بلکه تجلیلی درخور شان و هم ردیف "زندهنامان" که خوشبختانه به همت شهرداری و در چهارمین دوره همایش زندهنامان تبریز و آذربایجان مورد توجه و تفقد قرار گرفته است. حاج بهزاد را خیلیها میشناسند؛ اما کسی جز او و خدای او نمی داند که این هنرمند، رزمنده ماندگار، چندصد بار به هنگام عکاسی از صحنههای جنگ و شهداء سرافراز، پشت دوربین اشک ریخته، اشک هایی که البته کسی هم آن ها را ندیده است.



