ایجاد تعادل میان اهداف کوتاهمدت و بلندمدت در شهرها
یکی از مهمترین چالشهای مدیریت شهری در سطح جهان ایجاد تعادل میان موفقیت، به عبارتی بهتر اهداف، کوتاهمدت و بلندمدت پروژههای شهری است. فشارهای کوتاهمدت باعث میشوند مدیران شهری تصمیماتی اتخاذ کنند که منجر به آرامش و حل موقتی یک مشکل شوند، اما در کنار ضروری بودن رفع رجوع مشکلات فعلی، مهم است که از این مساله مطمئن شد که حل موقتی یک مشکل، برابر با نادیده نگرفتن اهداف بلندمدت آن پروژه شهری نباشد.
تبریز فوری تبریز - رضا عالشزاده: یکی از روشهای مؤثر برای ایجاد تعادل میان نیازهای کوتاهمدت و اهداف بلندمدت استفاده متفکرانهتر از یک زیرساخت به ویژه زمانی است که از آن به عنوان یک محرک اقتصادی بهره برده میشود. نوشته زیر اقدامات مهم برای افزایش سودمندی یک پروژه زیرساختی به نحوی که نه تنها برای امروز، بلکه برای دهههای بعدی هم مفید باشد ارائه میکند.
حداکثر تاثیر را از طریق یکپارچهسازی ایجاد کنید
ایجاد تأثیر در مقیاس مهم است. پروژههایی که به صورت جداگانه برنامهریزی شده و اجرا میشوند میتوانند تأثیر کمتری داشته باشند. همکاری نزدیک با توسعهدهندگان زمین و ارگانهای شهری و استانی برای اطمینان از این که تأمین ظرفیت زیرساختها منجر به گسترش خوشههای توسعه جدید میشوند بسیار مهم است و به طور مناسب با نیاز فزاینده شهرها مطابقت دارد. نیل به توسعه شهری با عملکرد بالا مستلزم ایجاد یکپارچگی متفکرانه از هر طریق ممکن است. به عنوان مثال، زیرساختهای اجتماعی مانند بیمارستانها و مدارس باید با همکاری آژانسهای حمل و نقل برنامهریزی شوند تا اطمینان حاصل شود که این امکانات به راحتی در دسترس گروههای اجتماعی هدف قرار خواهند گرفت.
با انتخاب های بهتر تمرکز ایجاد کنید
منابع در سراسر جهان محدود هستند. حتی اگر سرمایه زیاد باشد، باید آن را کمیاب تلقی کرد. بر انجام پروژههایی تمرکز کنید که واقعاً اهمیت دارند و سعی کنید آنها را به خوبی انجام دهید. این امر با انتخابهای بهتر شروع می شود و شامل ارزیابی پروژهها از منظر سطح سرمایهگذاری و تاثیر آنها بر روی نتایج مورد انتظار است. البته عبارات "تاثیر" و "سرمایهگذاری" میتوانند معانی متفاوتی برای ذینفعان مختلف داشته باشند. بنابراین مهم است که اطمینان حاصل شود که هر دو بر اساس اهداف استراتژیک پیکربندی شده و منطبق با ترجیحات ذینفعان تنظیم شده باشند. پروژههایی که دارای تأثیر زیاد با سرمایهگذاری کم هستند باید دنبال شوند، در حالی که از پروژههای با تأثیر کم و سرمایهگذاری زیاد باید اجتناب شود.
تأثیر را میتوان با استفاده از معیارهای زیر و به طور بالقوه ترکیبی از اقدامات کمی و کیفی تعریف کرد: فوریت اثر، قابلیت مالی، ایجاد شغل، حداکثر استفاده از منابع محلی، تأثیر بر تغییرات آب و هوایی و پایداری محیط زیست و ظرفیتی که تقاضای پیشبینی شده را برآورده میکند.
سرمایهگذاری را میتوان توسط مجموعهای از معیارهای کلی تعریف کرد که ممکن است شامل اقدامات پولی، نیاز به ایجاد ظرفیت سازمانی و زمان باشد. ظرفیت های سازمانی نباید صرف پروژههای کم تأثیر شود.
افزایش ارزش پیشنهادی آنچه اجرا شده است
پس از انتخاب پروژههای اولویتدار، مهم است که هر پروژه از طریق لنزی که به دنبال بهینهسازی سطح سرمایهگذاری است و در عین حال به نتایج موردنظر پروژه دست پیدا میکند، مورد بررسی قرار گیرد. راههای زیادی برای افزایش ارزش پیشنهادی وجود دارد که به خلاقیت، همکاری با ذینفعان و وجود اهداف روشن نیاز دارند. به عنوان مثال، هنگام جایگزینی زیرساختهای کهنه مستعد خرابی مانند شبکههای آبرسانی، منطقی است که به جای مدیریت و نگهداری داراییها در حمایت از توسعه و رشد شهری به جایگزینی آنها فکر کنیم.
در اجرا کارآمد باشید
اجرای کارآمد، سنگبنایی برای به حداقل رساندن اتلاف منابع و ایجاد فوریت تأثیر است. به عنوان مثال، زمانهای فعلی که برای انجام خرید و تدارکات صرف می شود باید به طور چشمگیری کاهش یابد تا پروژهها سریعتر عملیاتی شوند. علاوه بر این، فرایندهای تصویب مقررات، هرچند ضروری هستند، اما روند اجرا را کند میکنند و باید فکری به حال کاهش زمانی کرد که در فرایند تصویب تلف میشود. برای اطمینان از تسریع فرایندهای تصویب بدون به خطر انداختن تصمیمگیری صحیح، باید به دنبال راهکارهای مناسبی بود.
و شاید مهمترین قدم: بهبود مستمر از طریق فناوریهای دیجیتال و هوشمند
هر پروژه زیرساختی باید پتانسیل حاصل از فراگیر شدن فناوریهای دیجیتال در سراسر چرخه عمر یک دارایی را در نظر بگیرد. فناوریهای دیجیتال در همه مراحل ایدهپردازی و اجرای یک پروژه از طراحی گرفته تا ساخت و در نهایت مدیریت دارایی و بهبود عملکرد عملیاتی، به شکلگیری طرحهای کارآمدتر کمک می کنند و به صاحبان بینش عمیقی در مورد نحوه افزایش کارایی در طول فرایند و اطلاعات مفیدی مربوط به توسعه فعلی یا آتی میدهند.
بر اساس تجزیه و تحلیل اخیر، انتظار میرود هزینههای جهانی برای فناوریهای شهرهای هوشمند تا سال 2025، 22.7 درصد افزایش یابد. پیشرفتهای خلاقانه بیشماری در این بستر به وقوع پیوسته است که همه آنها میتوانند بازی را برای رهبران شهری که موج بعدی تصمیمات را میگیرند تغییر دهند. اما متاسفانه تحولات مثبت و نوآوریها خیلی مورد توجه قرار نگرفتهاند. بخشی از این نقص ریشه در این واقعیت دارد که اکثر مردم به وضوح نمیدانند واقعاً شهر هوشمند چیست. برای بسیاری، فناوریهای شهرهای هوشمند مواردی مانند زیرساختهای امنیتی یا سیستمهای خودروهای هوشمند را به یاد میآورند. اما این فناوریها بسیار فراتر از آن برنامهها هستند. شهرهای هوشمند بر اساس زیرساخت طیف وسیعی از سیستمها با هم کار میکنند. زیرساخت خودروهای هوشمند مطمئناً تنها قطعهای از ماموریتی بزرگتر است.
موانع زیادی از جمله نگرانیهای مربوط به مدیریت دادهها میتواند بر سر راه پروژههای شهرهای هوشمند قرار گیرد. از آنجا که فناوری شهرهای هوشمند حجم عظیمی از دادهها را ایجاد می کند، توسعه فناوری پایگاه داده مناسب همچنان یک چالش برای شهرهای هوشمند خواهد بود.
میتوان گفت در حالی که موانعی در ایجاد شهرهای هوشمند وجود دارد، موفقیتهای بسیاری از شهرداریها در اجرای زیرساختهای شهر هوشمند بسیار بیشتر از آنها است. با نگاهی به نمونههایی از مکانهایی که فناوری شهرهای هوشمند در حال تغییر کارایی و عملکرد است، میتوانیم از نگاه اجمالی به زندگی در شهرهای آینده لذت ببریم.
به طورکلی، توسعه و سرمایهگذاری در زیرساختهای تاثیرگذار در سطح جهانی یکی از چالشهای اصلی دهه های آینده و شرط آینده پایدار بلندمدت به ویژه برای پاسخ فوری اما پایدار به بحران بهداشتی و اقتصادی کنونی است. زیرساختها باید به عنوان یک عامل فعال برای فعالیتهای پایدار در نظر گرفته و طراحی شوند. البته برخورد با زیرساختها عملی طولانیمدت است. پروژههای زیرساخت داراییهای بلند مدت هستند و باید به اهداف پایدار بلندمدت در برنامهریزی و توسعه زیرساختها توجه داشت و این امر باید به طور سیستماتیک در همه پروژههای جدید انجام شود.
ملاحظات پایدار و مدیریت ریسک در مورد سرمایهگذاری در زیرساختها مشترکات زیادی دارند. طراحی و ارزیابی صحیح پروژهها برای دستیابی به اهداف پایدار به معنای تفکر بسیار فراتر از شیوهها و تعهدات زیستمحیطی، اجتماعی و حکومتی و پیش بینی طیف کامل خطرات و فرصتهای بلند مدت است. در نظر گرفتن تأثیر تغییرات محیطی و اجتماعی بر داراییها ، و تأثیر ایجاد شده توسط این دارایی ها بر محیط و بافت اجتماعی آنها در طول چرخه زندگی آنها، بسیار مهم است.
در پی بحران بهداشتی اخیر ایجاد شده توسط بیماری مهلک کرونا، بهبود اقتصادی در سرلوحه کار قرار خواهد گرفت. در این ارتباط، سرمایهگذاری بر روی زیرساختها اغلب به عنوان یک محرک اقتصادی راهحل مناسب بوده است. با این حال، در چارچوب تهدید فعلی تغییرات آب و هوایی، فراگیر شدن فناوریهای دیجیتالی، بیثباتی اقتصادی و محدودیت منابع، اکنون بیش از هر زمان دیگری به فکر نیاز است. چگونه میتوان اطمینان حاصل کنیم که سرمایهگذاری انجام شده امروز تأثیر مثبت پایداری برای نسلهای آینده خواهد داشت؟
متأسفانه در اکثر شهرهای کشور عزیزمان، سالانه شاهد سرمایهگذاریهای هنگفت بر روی پروژههای به ظاهر زیرساختی با اهداف بلندمدت و توسعه پایدار هستیم که به علتهای مختلفی از جمله، عدم وجود دید بلندمدت و راهبردی در طراحی و اجرا، عدم وجود هماهنگی میان نهادهای موثر و ذینفع، تاکید بر روی پروژههای به اصطلاح ویترینی و زودبازده و تکبعدی بودن اهداف پروژهها و برخی اوقات عدم استفاده از علم و فنآوریهای به روز به خصوص در زمینه علوم هوشنمد و دیجیتال به پروژههایی تبدیل میشوند که عمر بهره وری کوتاهی داشته و در کمترین زمان ممکن نیاز به ایجاد تغییرات و یا حذف آنها احساس میشود و میلیاردها تومان از سرمایه مالی و البته انرژی انسانی تلف میشود. کفران نعمتی که با اندکی نگاه بلندمدت، راهبردی و علمی به ذات سرمایهگذاری در شهرها میتواند مهار شده و در عوض به نتایج ثمربخش و در خدمت اهداف توسعه پایدار شهری منتهی شود.
منابع:
https://www.hatch.com/About-Us/Publications/Blogs/2020/11/Balancing-short-term
https://www.meridiam.com/fr/news/article/integrating-impact-in-infrastructure-investment-strategies-and-operations
https://www.smartcitiesdive.com/news/5-ways-smart-infrastructure-shapes-communities-for-the-better/592397/


